![]() |
![]() |
|
گفتـم این دریـا و این یک ذره راه ! می رساند عاقبت خود را به مـاه ! بین ما ، افسوس، اقیانوسها ...
| ||
|
|
|
باز اين دل سرگشته من ياد آن قصه شيرين افتاد: بيستون بود و تمناي دو دوست. آزمون بود و تماشاي دو عشق. در زماني که چو کبک ، خنده ميزد "شيرين" تيشه ميزد "فرهاد"! نه توان گفت به جانبازي فرهاد : افسوس... نه توان کرد ز بيدردي "شيرين" فرياد کار "شيرين" به جهان شور برانگيختن است! عشق در جان کسي ريختن است! کار فرهاد برآوردن ميل دل دوست خواه با شاه درافتادن و گستاخ شدن خواه با کوه در آويختن است . رمز شيريني اين قصه کجاست؟ که نه تنها شيرين، بينهايت زيباست... آن که آموخت به ما درس محبت ميخواست : جان چراغان کني از عشق کسي به اميدش ببري رنج بسي... تب و تابي بودت هر نفسي... به وصالي برسي يا نرسي |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و پنجم آذر 1390ساعت 2:21 بعد از ظهر توسط فــــرزاد |
|
|
قـــــلابت را بـــــدون طـــــعـــــمه بينـــــداز..
اينجا پر است از ماهيانی که از زندگی ســـــير شده اند!!
از یاد رفته |
|
+ نوشته شده در
شنبه هفتم آبان 1390ساعت 1:52 بعد از ظهر توسط فــــرزاد |
|
|
به که باید دل بست؟
|
|
+ نوشته شده در
جمعه هفدهم تیر 1390ساعت 3:8 بعد از ظهر توسط فــــرزاد |
|
|
مكاتبه با فــــری خونه قديمي |
| توضيحات بلاگ ما |
وحشت ازعشق که نه ترسم از فاصله هاست
وحشت ازغصه که نه ترسم از خاتمه هاست ترس بیهوده ندارم صحبت ازخاطره هاست صحبت ازکشتن ناخواسته عاطفه هاست کوله باری پرازهیچ که برشانه ماست گله ازدست کسی نیست مقصردل دیوانه ماست |
| لوگوی شـاهـــزاده ایـرانــی |
|
|
| لينك دوستان |
| لوگوي دوستان |
|
href="http://www.linkestan.com">
|
| پخش موزيك |
|
|
| چــقـــدر بــرو بــيـــا |
|
|